الفيض الكاشاني

412

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نيست و جز كوردلى نشأت گرفته از جهل انگيزه‌اى براى كفر و معصيت وجود ندارد . بنابراين دلهاى زيركان و صاحبان بصيرت همانند چراغدانى است كه در آن چراغى ( پرفروغ ) باشد ؛ آن چراغ در حبابى قرار گرفته ، حبابى شفّاف و درخشنده همانند ستاره‌اى فروزان ، اين چراغ با روغنى افروخته مىشود كه از درخت پر بركت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى و آنچنان روغنش صاف و خالص است كه نزديك است بدون تماس با آتش شعله‌ور شود ؛ نورى است بر فراز نور و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مىكند . « 2 » دلهاى فريب خوردگان : همچون ظلماتى است در يك درياى عميق ، كه موج آن را پوشانيده ، و بر فراز آن موج ديگرى است ، و بر فراز آن ابرى است تاريك ، و ظلمتهايى است كه يكى بر فراز ديگرى آنچنان كه هرگاه دست خود را خارج كند ممكن نيست آن را ببيند ! و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده ، نورى براى او نيست ! « 3 » و زيركان همان كسانى هستند كه خداى متعال خواسته است آنان را هدايت كند ، پس سينه‌هايشان را براى اسلام و هدايت باز و گشاده كرده است و فريب خوردگان همانهايى هستند كه خدا اراده فرموده گمراهشان كند . پس سينه‌هايشان را تنگ قرار داده گويى مىخواهد به آسمان صعود كند ؛ مغرور و فريب خورده كسى است كه چشم بصيرتش گشوده نشده تا خود عهده‌دار هدايت خويش شود و در تاريكى مانده است . پس خواهش نفس را پيشوا و شيطان را راهنماى خود ساخته است . و هر كس در اين دنيا نابينا باشد در آخرت نيز نابينا و گمراه است ؛ و چون معلوم شد كه غرور ريشهء بدبختيها و سرچشمهء مهلكات است ناگزير بايد راههاى ورود و جريان آن را و آنچه بيشتر در آن غرور هست شرح داد تا مريد پس از شناخت ، از آن بپرهيزد . بنابراين بندگان موفّق كسانىاند كه راههاى ورود آفتها و فساد را بشناسند و راه پرهيز را در پيش

--> ( 2 ) اقتباس از آيهء 35 ، سورهء نور . - م ( 3 ) نور / 40 : و كسى كه خدا براى او نورى قرار نداده نورى براى او نيست .